تبلیغات
سرزمین مادری - مطالب م صالحی
 
سرزمین مادری
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : م صالحی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
قهرمان لیگ 94کدام تیم است









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
یکشنبه 22 فروردین 1395 :: نویسنده : م صالحی
م



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 22 فروردین 1395 :: نویسنده : م صالحی
کریم السجایا جمیل الشیمنبی البرایا شفیع الامم
امام رسل، پیشوای سبیلامین خدا، مهبط جبرئیل
شفیع الوری، خواجه بعث و نشرامام الهدی، صدر دیوان حشر
کلیمی که چرخ فلک طور اوستهمه نورها پرتو نور اوست
یتیمی که ناکرده قرآن درستکتب خانه‌ی چند ملت بشست
چو عزمش برآهخت شمشیر بیمبه معجز میان قمر زد دو نیم
چو صیتش در افواه دنیا فتادتزلزل در ایوان کسری فتاد
به لاقامت لات بشکست خردبه اعزاز دین آب عزی ببرد
نه از لات و عزی برآورد گردکه تورات و انجیل منسوخ کرد
شبی بر نشست از فلک برگذشتبه تمکین و جاه از ملک برگذشت
چنان گرم در تیه قربت براندکه در سدره جبریل از او بازماند
بدو گفت سالار بیت‌الحرامکه ای حامل وحی برتر خرام
چو در دوستی مخلصم یافتیعنانم ز صحبت چرا تافتی؟
بگفتا فراتر مجالم نماندبماندم که نیروی بالم نماند
اگر یک سر مو فراتر پرمفروغ تجلی بسوزد پرم
نماند به عصیان کسی در گروکه دارد چنین سیدی پیشرو
چه نعت پسندیده گویم تورا؟علیک السلام ای نبی الوری
درود ملک بر روان تو بادبر اصحاب و بر پیروان تو باد
نخستین ابوبکر پیر مریدعمر، پنجه بر پیچ دیو مرید
خردمند عثمان شب زنده‌دارچهارم علی، شاه دلدل سوار
خدایا به حق بنی فاطمهکه بر قول ایمان کنم خاتمه
اگر دعوتم رد کنی ور قبولمن و دست و دامان آل رسول
چه کم گردد ای صدر فرخنده پیز قدر رفیعت به درگاه حی
که باشند مشتی گدایان خیلبه مهمان دارالسلامت طفیل
خدایت ثنا گفت و تبجیل کردزمین بوس قدر تو جبریل کرد
بلند آسمان پیش قدرت خجلتو مخلوق و آدم هنوز آب و گل
تو اصل وجود آمدی از نخستدگر هرچه موجود شد فرع تست
ندانم کدامین سخن گویمتکه والاتری زانچه من گویمت
تو را عز لولاک تمکین بس استثنای تو طه و یس بس است
چه وصفت کند سعدی ناتمام؟علیک الصلوة ای نبی السلام




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


با نام خدای دادگر

محضر مقام معظم رهبری (حفظه الله)

با سلام و تحیات.

همانگونه که مستحضرید، با عدم پیگیری لازم توسط دولت فعلی و دولت گذشته در خصوص ارتقاء کیفیت و کاهش قیمت خودرو تا مرز حقیقی، از چندی پیش ملت شریف ایران، خود آستین بالا زده و تا حصول اهداف مد نظر، از خرید خودروی بی کیفیت و گران قیمت، صرف نظر نمودند. این اقدام مردم، سبب بی رونقی در امر گرانفروشی دو کارخانه بزرگ خودروساز داخلی گردید و میرفت تا ملت، به حقوق خود برسد که اقدام همزمان مجلس و دولت که کماکان مدافعان این دو صنعت متقلب و بی کیفیت هستند، سد بزرگی در راه مردم ایجاد نمود.

مگر نه اینکه مردم، صاحبان این انقلابند، مگر نه اینکه خون هزاران شهید، از دل همین مردم، کشتی انقلاب را به ساحل امن کشانده است؛ آیا روا بود در شرایطی که هنوز خون پاک حجاج بی گناه از روی زمین های سرزمین منا پاک نشده، در گرماگرم این داغ فراموش نشدنی، مجلس و دولت، همصدا و هماهنگ، در جلسات اضطراری، پشت به مردم کرده و آب در آسیاب کارخانه هایی بریزند که در ریختن خون ملت بی گناه، روی آل سعود را سفید کرده اند؟

آیا خون هزاران انسان بی گناهی که در اثر استفاده از محصولات این دو کارخانه نامرغوب بر زمین ریخته شده، سند ظلم و ستم این خودروسازان ظالم نیست که کما فی السابق، دولتمردان خود را متعهد به دفاع از آنها می دانند؟

روز گذشته، سخنگوی دولت برآمده از رای مردم، در شرایطی که بسیاری از خانواده ها داغدار عزیزانشان هستند، بی تفاوت نسبت به این مصیبت جانکاه، ضمن اعلام حمایت مالی دولت از دو کارخانه خودرو ساز، اعلام کرد که در ازای این حمایت، این دو کارخانه قول داده اند که کیفیت محصولاتشان را بالا ببرند. سوال اینجاست که وقتی طی سالیان گذشته این دو کارخانه، بارها و بارها چنین قولی داده اند و در عمل، اقدام معکوس انجام داده اند ، آیا بهتر نبود که مجلس و دولت، اول از ارتقاء کیفیت محصولات مطمئن می شدند، سپس پا بر خواسته مردم گذاشته و علم حمایت از این دو خودروساز خونریز را بر می داشتند؟

آیا این به معنای دهن کجی و بی اعتنایی دو قوه اصلی کشور به مردم نیست؟ آن هم مردمی که تا پای جان و بلکه بیشتر، پای این نظام و انقلاب ایستاده اند؟

لذا، ما مردم ایران، مأیوس از حمایت مجلس و دولت، استغاثه به محضر رهبر انقلابی و بزرگوار خود آورده و درخواست می کنیم، حضرتعالی_که عمر پربرکتتان مستدام باد_ کمافی السابق به داد دل مردم رسیده و جهت رفع این مشکل و معضل اساسی مداخله فرمایید. والامر الیکم.

امضا: ملت ایران

هموطنان عزیز:

از آنجا که رهبر معظم انقلاب همواره حامی منافع این ملت بوده اند، جهت رسیدن این پیام به دست ایشان، لطفا در همه گروهها به اشتراک بگذارید.

سپاس





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 2 مرداد 1394 :: نویسنده : م صالحی

تاریخ بلوچستان مشتمل بر هزاران سال است که امروزه منطقه‌ایست شامل ایالت بلوچستان پاکستان، استان سیستان و بلوچستان ایران و ولایت نیمروز افغانستان.

از تاریخ بلوچ‌ها پس از قرن نوزدهم که تحت استعمار غربی قرار گرفتند به ندرت چیزی می دانیم. از آن زمان حجم قابل توجهی از تاریخ آنان به فارسی و زبانهای اروپایی مخصوصاً انگلیسی منتشر شده است. [۱]



بیشتر بخوانید


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 29 تیر 1394 :: نویسنده : م صالحی
جمعه 5 تیر 1394 :: نویسنده : م صالحی

به شهر بیکسی مهمان شدم بیاد غربتت گریان شدم چه سرگردان شدم از عهدی که شکسته ماندم با ول خسته پشت هر در بسته واویلااا واویلا

ا

ای وای از رسم دووووووونیا

سبحان الله قادر المتعال

سربازی گردان 91 نهاجا

Gordan91nahaja

به خدای میخانه و نمازخانه قسم که مهر یه نفر فقط تو دلمه(شیوا)


...

هه



بهتر فرشته نیستم.



درد دارم خیلی الهی که هیچ کس درد نداشته باشه















































نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 5 تیر 1394 :: نویسنده : م صالحی

Image result for ‫ماه رمضان 94‬‎



Image result for ‫ماه رمضان 94‬‎


Image result for ‫ماه رمضان 94‬‎


Image result for ‫ماه رمضان 94‬‎



Image result for ‫ماه رمضان 94‬‎


Image result for ‫ماه رمضان 94‬‎































نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نوکیا، تولیدکننده برتر سال های پیش گوشی‌های تلفن همراه، که سال گذشته واحد تولیدش را به مایکروسافت فروخت، قصد دارد سال آینده دوباره به بازار موبایل بازگردد.

مدیرعامل نوکیا، Rajeev Suri، به مجله Germany’s Manager Magazin گفته که این شرکت قصد دارد دوباره گوشی‌هایی با برند خودش طراحی کند و برای این کار دنبال شریکی مناسب می‌گردد. او گفته: ما گوشی‌ها را طراحی خواهیم کرد و سپس آنها را تحت لیسانس برند خودمان در اختیار تولیدکنندگان می‌گذاریم.

شاید شنیدن این حرف چندان تعجب‌آور نباشد اگر به حرکت‌های اخیر نوکیا در گسترش تجارت نقشه‌های Here و طراحی و فروش تبلت اندرویدی N1 در چین و انتشار لانچر اختصاصی‌اش برای اندروید نگاه کنیم.

در همین حال به نظر می‌رسد مایکروسافت قصد عقب‌نشینی از ساخت گوشی‌های هوشمند را دارد و استفان الوپ نیز، که از سال گذشته پس از خرید نوکیا در راس بخش دیوایس‌های مایکروسافت بود، اکنون تصمیم گرفته است این شرکت را ترک کند.

البته بازگشت دوباره نوکیا به این معنی نیست که خود این شرکت گوشی‌های طراحی‌شده‌اش را می‌سازد، بلکه می‌تواند از برند نوکیا روی دستگاه‌های طراحی‌شده خود استفاده کند؛ برندی که هنوز در بسیاری از کشورهای دنیا محبوب و شناخته‌شده است.

 

 

هنوز نوکیا تایید نکرده است که در گوشی‌های آینده‌اش از چه سیستم عاملی استفاده می‌کند، اما با توجه به تجربه‌ای که این شرکت در تولید تبلت اندرویدی N1 و لانچر Z اندروید دارد، می‌توان دیدن سیستم عامل موبایل گوگل را در گوشی‌های هوشمند نوکیا انتظار داشت.

گوشی‌های اندروید نوکیا می‌توانند رقیبی برای تولیدکنندگان بزرگی همچون سامسونگ و ژیائومی باشند که انواع گوشی‌های ارزان‌قیمت و گران‌قیمت را در بازار به فروش می‌رسانند. هنوز مشخص نیست چه شرکتی وظیفه ساخت گوشی‌هایی با برند نوکیا را بر عهده خواهد داشت، اما ممکن است Foxccon، که تولیدکننده تبلت N1 بوده، به‌عنوان تولیدکننده گوشی‌های نوکیا انتخاب شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

اول دفتر بنام خدای قادر متعال

خدای دیروز و فردا و حال

کنم شروع وصف هم قطاران

که بودیم در کوهستک دبیرستان

به کلاس دوم تا سوم13یار بودم

که به درس و کتاب گرفتار بودیم

نخست در نشین کلاس اسمال از کلاوی

بعد ز او مصطفی کلیسانی، کجایی

عبدرحمون ملکش بالا نووور بود

ولی حیف زود باور بود

مسلم کز دیار خودمان بود

وحید هم بینمان مهمان بود

گوشه نشین خرابات که جای عاشقان است

جای مصطفای دلشکسته ویران است

بلبل خمینی براستی خوش خوان بود

علی اکبر هم حاجی در میان بود

بچه دیار جیرفت جوهری بود

ولی آدم خودسری بود

دایی بهرام که دایم بی دفتر بود

عاشق ماهیگیر و دفتر بود

دی جی کلاس بارها در عمل بود

دنبال خرسواری و جمل بود

بچه گهردو ابراهیم نام بود

گلها زد وقتی شوت بر جام بود

و اینک بشنو ز نام مردان کندال

مردان بی ریشه و اصل کودال

موسی که سیم دار بود

در ورزش گلدار بود

نمیدانم چه گویم در وصف قادر

چون غین و قاف بود حرف قادر

کنون ز احوال دبیران دهم یکصد خبر

ز حبیب پور که بست بار سفر

آبی برایش اصلا هیچ معنا نداشت

ماژیک جز قرمز در کلاسش جا نداشت

ز علی هبولی دل خوشی ندارم

تا ابد ز او خواهشی ندارم

بشنو خبر ز احوال وحید دبیر

معلمی مهربان و سر به زیر

عیسی عباس جامعه یادمان میداد

گه گاهی هم گوش به حرفمان میداد

ناخن گیر کلاس صادق غفار بود

زنگ آرایه با محمود خوش گفتار بود

حسین هم در ادبیات ماهر بود

در زنگ عربی یعقوب حاضر بود

ناظم مدرسه عبدا. . . ماهیگیر بود

ناقلا یه وقتایی حال گیییر بود

حاجی در تاریخ متخصص خبره بود

ذاکری هم به جغرافی خیره بود

سلمانی که موها را خروسی میزد

حرفایی با ما فقط خصوصی میزد

یکنفر هم که آخر کاندید مجلس شد

افتخار دوستداران مخلص شد

در درس دفاعی تبهر داشت

درجیبش همیشه سجاده و مهر داشت

به قول داش اسمال دعوا سر تک زنگ بود

کلاس دبیران با هماهنگی بچه ها لنگ بود

در راس مدرسه مح جانگیر بود

مدیری لایق ولی اندکی گیر بود

دبیر ورزش هم گمانم زاکری بود

پرورشی را یادم نیست با چه خری بود

یادم رفت بنویسم ز اوصاف راونگی

که بود ورزشکار زبر و زرنگی

مشاور اعضم ابی حاجی زاده بود

خدایش که آدمی پاک و صاف و ساده بود

هزاران عذر خواهم که قافیه سست بود یا نا درست

به گمانم ثانیه ای خنده بر گوشه لبانتان رست

نیما که آخر بی قافیه شعر نیمایی برون کرد

این بنده مخلص نیز یک مد تازه فزون کرد

تقدیم به تمامی دوستان و هم کلاسی های دبیرستان امام حسن عسکری بندر کوهستک سال های 1389-1387
نسل طلایی این دبیرستان که تاریخ این مدرسه به خود ندیده بود و نخواهد دید

در آخر عذرخواهی میکنم از دوستانی که به آنها متلکی انداختیم آن هم محض مزاح

به امید انکه روزی همه افراد نام برده برای یک ساعت هم که شده دور هم جمع شوند وخاطرات آن روزها را زنده کنند

و اینکه در زندگی خصوصی خود موفق و موید باشند،و به همه اهداف خود دست یابند

با تشکر برادر کوچک و دوستدار همیشگی شما **mo3t@£@s@l€hi**





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : م صالحی

مَکران، مُکران یا مکوران، از نظر تاریخی سرزمینی ساحلی در جنوب شرقی ایران و جنوب غربی پاکستان است که در طول خلیج عمان از رأس‌الکوه در غرب جاسک تا لاس بلا در جنوب غربی ایالت بلوچستان پاکستان گسترده‌است.[۱] در بعضی منابع اروپایی قرن‌های ۱۶ تا ۱۸ از ایالت مکران نام برده شده است. در دوره های مختلف تاریخی این منطقه خودمختار و تحت اداره خوانین محلی بوده است که گاهی خود را رعایای دولت ایران می‌نامیدند. امپراتوری بریتانیا در قرن هیجده این منطقه را جزو هند و مستعمره بریتانیا نمود. امروزه در هند و در پاکستان شهرهایی بنام مکران وجود دارد. مکران در دوره های مختلف تاریخی بخشی از قلمرو ایران بوده است. مکران در نوشته‌های مسالک و ممالک و التقویم اقلیم دوم و از کرمان تا رود مهران (ایندوس) نامیده شده است.[۱](سفرنامه مارکوپلو نیز مکران را شرح داده است.) در بعضی اسناد و نقشه‌های تاریخی اروپایی و بعضی نوشته‌های عربی دریای عرب امروزی نیز بحر مکران بیان شده است.[۲]

کوه‌های خشک و بایر کرانه‌های مکران از دید جغرافیای طبیعی دنباله کویر است، که تا آنجا گسترش یافته. گویا در در سده‌های میانه این سرزمین از آنچه اکنون دیده می‌شود، حاصلخیزتر بوده ولی هیچگاه از دید دارایی دارای اهمیت نبوده‌است. جغرافی‌نویسان پیشین اسامی بسیاری از شهرهای مکران را در کتاب‌های خود ثبت نموده‌اند ولی هیچکدام به طور گسترده از آن شهرها یاد نکرده‌اند. مهمترین درآمد مکران از نیشکر و یک گونه شکر سفید موسوم به پانیذ بوده‌است که از آنجا به سرزمین‌های مجاور صادر می‌گردیده.[۲] مکران تقریباً شامل تمام بلوچستان ایران و پاکستان و بخشی از استان هرمزگان فعلی می شده است بلوچستان در کتیبه‌های میخی داریوش هخامنشی در بیستون و تخت جمشید، «ماکا» یا ماکه (maka) [ساتراپ] چهاردهم بوده است. در زمان ساسانیان کوسون می‌گفتند.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : م صالحی
ما به آن شخصی صاحب استعداد می‌گوییم که موافق به هدف و غرض علم به تحصیل آن بپردازد»

روزی رسول اکرم صلی الله علیه و سلم از صحابه کرام رضی الله عنهم امتحان گرفت، ‌نخستین سؤال از ایمان بود،‌ چنانچه در سؤالات امتحانی ما هم سؤال از ایمان یافت می‌شود که ایمان را تعریف لغوی یا اصطلاحی نمایید و یا اینکه ایمان کم و زیادتی را می‌پذیرد یا خیر، که در این موضوعات مباحث طولانی با ذکر اختلافات، مذاهب و دلایل مختلف کرده می‌شود. یک مرتبه بعد از پایان امتحان، من طلاب را جمع کردم و گفتم که هیچ کدامتان پاسخ سؤال مرا نداده‌اید. رسول الله صلی الله علیه و سلم از حضرت حارثه بن مالک رضی الله عنه امتحان ایمان گرفت:‌ کیف اصبحت؟ در چه حالی صبح کرده‌ای ؟ حضرت حارثه رضی الله عنه در جواب ایراد فرمودند:‌ اصبحت مؤمنا حقا و بعد از آن علامات ایمان را یاد آور شدند، که تصویر جنت و جهنم به گونه‌ای که شما ارشاد فرموده‌اید در دید من مستحضر هستند، حالات اهل جنت و دوزخیان در جلوی چشمان من هستند رسول الله صلی الله تعالی علیه و سلم ارشاد فرمودند:‌ عرفت فالزم که تو را معرفت حاصل شد، بر همین حالت از خود استقامت نشان بده، این است امتحان ایمان. دوستان محترم عرض من این است که ما امروزه با الفاظ ظاهری سر و کار داریم و این الفاظ را یاد می‌گیریم و حل تمام ضروریات خود را منحصر در همین الفاظ ظاهری می‌دانیم.

«این احساس تا به حال در ما پیدا نشده است»

با وجود ارتکاب به معاصی، کتاب یاد می‌شود، اگر فقط به الفاظ ظاهری علم گفته می‌شد، پس هرگز با وجود ارتکاب به معاصی کتابها حفظ نمی‌شدند،‌ حفظ عبارات کتب به ذهانت شخص تعلق دارد لیکن مطابق با این الفاظ زندگی کردن هیچ گونه تعلقی با ذهانت و تیزی هوش ندارد، بلکه تعلق آن با علم دل است. من منکر حفظ کتابها نیستم بکله نکته مهم این است که طلبه بر این تحقیق بیایند که از این عبارات پروردگار از من چه می‌خواهد؛ هر کس که زندگی روزمره‌اش با کتابها مطابقت داشت او فایده حاصل کرده و با علم سروکار دارد. لذا بر ما طلبه فهم این چیز مهم است که الفاظ ظاهری را علم تصور نکنیم بلکه اینها ذرایع برای حصول علم حقیقی هستند، که به یکی می‌گویند ظاهر علم و به دیگری باطن علم، یکی است نور علم و دیگری است الفاظ آن. مولانا محمد یوسف رحمه الله  می‌فرمودند:‌ از نور حدیث استعداد و توفیق عمل حاصل می‌شود و از نور علم توفیق عمل حاصل می‌شود. علم دو قسم دارد : قرآن و حدیث لیکن لازمه‌ی این دو تقوی است.

«بزرگترین مانع تحصیل علم گناه است»

 نام علم دین را می‌توان به تعبیری دیگر ادب گذاشت، از این رو علم بهترین گزینه برای تربیت بشر انتخاب شده است. ما قبلاً در این تاریکی بودیم و علم را از فن تشخیص نمی‌دادیم و بر این تصور بودیم که هر چیزی که حاصل کنی به آن علم گفته می‌شود حال آنکه علم به مطالبات الله تعالی گفته می‌شود که پروردگار در هر آن و هر لحظه از من چه می‌خواهد تا من بر آن عمل نمایم، لذا در کنار تحصیل علم تقوی ضروری است بلکه قبل از تحصیل باید به فکر تقوی بود چرا که علم یک چیز پاکیزه‌ای است و در ظرف پاکیزه و تمیز می‌آید.

«استعداد ظاهری هست لیکن اطاعت نیست»

روزی حضرت علی رضی الله عنه آه عمیقی کشیدند و گفتند:‌  نزد من علومی موجود هستند، ولی جای افسوس است، کسی را که شایسته و صلاحیت حمل آن را دارا باشد تا هنوز نیافته‌ام. مردم با هوش و زیرک هستند، توانایی حفظ آنها را هم دارند لیکن من بر آنها اعتماد ندارم، چرا که  این علوم را حفظ می‌کنند و برای تحصیل دنیا به کار می‌گیرند.

مولانا محمد یوسف رحمه الله در حیاة الصحابه می‌فرماید: ما کتابهای دینی را مرور می‌کنیم ولی این چیز قابل تدبر است که این مرور کردن‌ها، ما را بر اطاعت می‌آورند یا خیر؟ از این رو برای تحصیل نور علم، قبل از هر چیز تقوی لازمی است «اِتق الله تَکُن اَعلَم النّاس» که عالم ترین شخص نزد الله تعالی متقی ترین آنها است. و اگر تقوی نباشد خواهی گفت که به سبب گناهان ذهن من کار نمی‌کند و کم زور است؛  در حفظ عبارات ضعف ندارد بلکه درحفظ این چیز ضعف دارد که الله تعالی از وی چه می‌خواهد؛ بعضی اوقات طلبه از ضعف حافظه شکایت دارند ولی من می‌گویم هر اندازه هم که غبی باشند لیکن تقوی داشته باشد الله تعالی او را با توفیق بخشیدن به اطاعت و فرمانبرداری نوازش می‌کند، یعنی به او علم عطا می‌کند؛‌ اگر تقوی نداشته باشد هر اندازه هم که ذهین باشد کتب یاد می‌شوند لیکن این به یاد نمی‌ماند که پروردگار از من چه می‌خواهد. لذا این چیز را می‌طلبد که کثرت استغفار را بر خود لازم بگیریم.

«از کثرت استغفار، قوه حافظه فعال می‌شود»

ذهن از کثرت استغفار آن چیزهایی را حفظ می‌کند که مطلوب علم هستند و گر نه، یاد کردن الفاظ و منتقل کردن آنها به دیگران چیز بزرگی نیست. مولانا محمد یوسف رحمه الله  می فرمودند:‌ برای حفظ و یاد کردن سخنی دینی حتی مسلمان بودن هم شرط نیست یک کافر هم قادر به حفظ آن می باشد. من در نظام الدین دوستی دارم که برای من حکایت می‌کرد که: در مقابل منزل ما دختری غیر مسلم زندگی می‌کند که خیلی تیزهوش است تا جایی که کتاب زیور بهشت علامه تهانوی را حفظ نموده است،‌ حتی اگر بعضی از ما با مشکلی مواجه شویم به گونه‌ای مسایل در حافظه‌اش مستحضر هستند که فوراً جواب می‌دهد حتی اگر کسی از ما به اشتباه جواب دهد فوراً می‌گوید که مفتی شما در کتابش این طور نوشته است. حال آنکه یک زن غیر مسلم است و این ضروری نیست که هر عالم و داننده ، مطیع و متقی باشد، چرا ضروری نیست؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : م صالحی
Picture1



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : م صالحی

جماعت تبلیغی توسط شیخ محمد الیاس كاندهلوی ( 1303- 1364 ه‌ ق) برای حفظ و گسترش مذهب اهل سنت حنفی دیوبندی تاسیس شد .  

حركت جماعت تبلیغ به این صورت است که چند نفر با  لباس ساده معمولاً با رنگ سفید ، پیراهن بلند و گشاد، شلوار گشادی که لبة آن بالاتر از قوزک پا قرار می گیرد، سرِ پوشیده با کلاه یا عمامة مخصوص ، ریش بلند و معمولاً سبیلهای تراشیده ، و حمل لوازم خواب بر روی شانه ها و ساک به دست با ظرف هایی برای غذا خوردن و آشپزی هنگام سفر ،  با محوریت یک امیر ، برای دعـوت به یکی از روستاها می روند  . در آنجا تقسیم کار می کنند . عده ای  مؤظف به تمیز کردن مكان اقامت ، و افراد باقیمانده به كوچه و بازار و خانه ها ، می روند و مردم را به شنیدن سخنان امیر جماعت می کنند . هنگامی كه وقت بیان فرا رسید همه جمع می شوند ، به صحبت های امیر جماعت گوش می دهند  بعد از ختم بیان ، كسانی كه در مجلس حاضر اند در حلقه های مختلف دور هم می نشینند و هر دعوتگر برای یكی از حلقه ها شروع به صحبت می كند ، برای بخشی از آنان وضو ، یا سوره فاتحه ، نماز ، تلاوت قرآن كریم و . . . تعلیم می دهند و این كار را چند روز تكرار می كنند. منبع اصلی این اصول کتاب فضائل اعمال نوشتة مولانا محمدزکریا، است  .

سران جماعت تبلیغ هیچ شرطی برای شرکت فرد در فعالیت های جماعت و تبلیغ مشخص نكرده اند و لذا افراد عادی نیز می توانند مبلغ شوند ، حتی با سواد كم .   

قبل از آنكه مدت اقامت شان در آن روستا به پایان برسد مردم را برای همراه شدن با جماعت تبلیغی دعوت می کنند ، افراد را به مدت یك روز ، سه روز ، یك هفته ، یك ماه و یا هر اندازه كه فرصت و امکان داشت  نامزد می کنند و با خود می برند . شعارشان این است که هر فرد مسلمان باید قسمتی از برنامه ی زندگی خود را برای تبلیغ دین اختصاص دهد  

جماعت تبیلغی 6 اصل دارد که اساس آن بر محور این اصول می باشد . 

 1) یاد گرفتن شهادتین :( لااله الااللّه ، محمد رسول اللّه ). 2) تصحیح نماز 3) عمل به دستورات دین و ذکر دائم خدا بر لب  4) اکرام مسلمانان  5) اخلاص نیت برای خدا . 6) خارج شدن از خانه و قرار گرفتن در یکی از جماعتها برای تبلیغ در دیگر مناطق



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 4 اسفند 1393 :: نویسنده : م صالحی

ولادت حضرت عایشه (رضی الله عنها)

حضرت عایشه دختر حضرت ابوبکر وام رمان است او قبل از اینکه به دنیا

 بیاید پدر ومادرش اسلام را قبول کرده بودند ، ایشان هشت سال قبل از

 هجرت پیامبر در خانه ای مملو از صدق و صفا، خانه ای که قبل از دیگران

 پرتوهای  آفتاب بعثت نبوی برآن تابیده بود  به دنیا آمد، و همین امر سبب

 شد که این طفل معصومه آلوده ی شرک و بت پرستی نگردد.

 

 

ازدواج با رسول الله (صلی الله علیه و سلّم)

 

هنگامی که رسول اکرم عموی خود ابوطالب و همسر وفادار و جان فدایش

 حضرت خدیجه را از دست داد غم و اندوه بزرگی بر او وارد شد و آن سال

 را عام الحزن نامید . پیامبر در همان سال حضرت جبرئیل را در خواب دیدند

 که صورت  حضرت عایشه را در پارچه ای ابریشمی به او نشان دادند و

 فرمودند که این زن در دنیا و قیامت همسر شما خواهد بود[1] و این در

. حالی است که خواب پیامبر مانند بیداری وحی از جانب خداوند است .

 

 

تنها دختری که پیامبر او را به همسری برگزیده عایشه می باشد و دیگر

 همسرانش همگی بیوه بوده اند . پیامبر زمانی که عایشه را عقد نمود

 ایشان فقط هشت سال داشتند امّا عروسی پس از یک سال درمدینه

 انجام گرفت و ایشان از بوستان صداقت به گلستان نبوّت وام المؤمنی

 راهی شدند . پیامبر محبت خاصّی نسبت به ایشان داشتند و ایشان نیز

 همسری موفّق ونمونه برای پیامبر بودند، که شایسته است زنان ودختران

 جامعه ی اسلام به او اقتدا نمایند .

 

 

تهمت زدن به حضرت عایشه (رضی الله عنها)[2]

 

حضرت عایشه در جنگ بنی مصطلق با پیامبر بودند و هنگام بازگشت

 پیامبر با یارانش در نزدیکی مدینه برای استراحت توقف فرمودند حضرت

 عایشه می فرماید: فردا وقتی پیامبر دستور به حرکت دادند من برای رفع

 حاجت دور شدم و وقتی که برگشتم متوجه نبود گرد نبندم شدم به دنبال

 گرد نبندم رفتم وآنها در حالی که از نبود من بی اطلاع بودند محملم را بر

 روی شترم انداخته و راهی شده بودند من نیز در جای خود باقی ماندم تا

 اینکه خوابم برد، حضرت صفوان مسؤل این بود که بعد از حرکت ،اردوگاه

 را بگردد مبادا چیزی جای بماند هنگامی که در آن حوالی گشت میزد من

 بیدار شدم واو را دیدم.حضرت صفوان بدون این که با من حرفی بزند

 شترش را آماده ی رفتن کرد و من سوار شدم و به راه افتادیم  تا به بقیه

 رسیدیم آنجا بود که منافقین اتهام زنا را صادر کردند .

 

این شایعه در مدینه پخش شد و حضرت عایشه به همین خاطر مریض

 شدند و به خانه‌ی پدرشان برگشتند و با اینکه غم و اندوه زیادی داشتتند

 به هرحال ایشان صابر بودند .

 

پیامبرخیلی ناراحت شدند و چنان که در حدیث بخاری آمده است به

 حضرت عایشه فرمودند مردم در مورد تو چیزهایی می‌گویند ولی اگر تو

 پاک باشی خداوند تو را پاک و بری می سازد[3].

 

اما خود پیامبر در مورد پاکی ایشان هیچ شکی نداشتند چرا که خداوند

 قبلا او را به عنوان زن پیامبر در دنیا و قیامت معرفی کرده بود وتمامی

 اصحاب وفادار پیامبر ایشان را پاک وبری می دانستند.

 

تا اینکه خداوند بعد از سی و هفت روز  آیات ( یازده تا بیست و شش

 سوره‌ی نور) را بر پیامبر وحی فرستاد و پاکی امّ المومنین را برای پیامبر و

 مؤمنین اثبات نمودو افرادی که در این تهمت دست داشتند را لعنت

 فرمودند.

 

امام قرطبی در تفسیر خود  می فرماید : خداوند پاکی حضرت مریم را بر

 زبان حضرت عیسی و پاکی حضرت یوسف را بر زبان بچه ای جاری نمود

 اما پاکی حضرت عایشه را با زبان قرآن بیان نمود . اجماع علمای اسلام بر این

 است که هر کسی عقیده اش بر این باشد یا حتی اگر شک داشته

 باشد که نعوذ بالله حضرت عایشه زنا کار است آن شخص کافر و از اسلام

 خارج می شود زیرا این امر مخالفت صریح با قرآن می باشد.

ما مسلمانان باید هوشیار باشیم دشمنان دین با إفک امّ المومنین می

 خواهند شخصیت پیامبر را به زیر سؤال ببرند. راست گفت خداوند بلند

 مرتبه (سبحانک هذا بهتان عظیم) سوره  نورآیه ی ۱۶

 

 

حضرت عایشه بعد از وفات پیامبر

 

کسی از پیامبر سوال کرد چه کسی را بیشتر از همه دوست داری پیامبر

 فرمودند: عایشه گفت از مردها چه کسی را؟ فرمودند پدر حضرت عایشه[4]

سرانجام  در خانه‌ی حضرت عایشه و در دامن آن بانوی مبارک  دارفانی را

 وداع فرمودند حقا که بسیار سخت و طاقت فرساست برای عاشقی که

 در این سنّ و سال بدون هیچ فرزندی معشوق خود را از دست بدهد.

 

پس از رحلت پیامبر بنا بر فرمایش خود ایشان که فرمود: نصف دین خود را

 از عایشه بیاموزید، عایشه مرجعی برای اصحاب شد.[5] ایشان مجموعاً

 راوی ۲۲۱۰ حدیث از پیامبر می باشند و نیز خلفای راشدین در کار جمع

 آوری و تطبیق قرآن از نظرات ایشان استفاده‌ها‌ی زیادی کردند.

 

ایشان عالمی بزرگ و مجتهدی توانا و ادیبی چیره دست بودند.[6] امام

 ذهبی در کتاب (سیراعلام النبلاءج 2 ص140)درباری ایشان می‌فرمایند

 من در امت حضرت محمد(ص)و حتی در میان تمام زنان دنیا زنی عالم تر

 از عایشه سراغ ندارم.

 

وفات حضرت عایشه

 

در حدیثی آمده است که حضرت عایشه از پیامبر پرسیدند کدام یک از زنان

 شما بهشتی‌اند پیامبر در جواب فرمودند: تواز زنان بهشتی من هستی.آن

 بانوی بهشتی  امّ المؤمنین در سنّ 68 سالگی در مدینه منوّره ، روز

 دوشنبه ماه مبارک رمضان دار فانی را وداع فرمودند . نماز جنازه‌ی این

 بانوی بزرگ اسلام توسط حضرت ابوهریره خوانده شد و جسد مبارکش در

 قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

 

ـــ از شما خواهشمندیم فریب حرفهای دشمنان دین را نخورید ــــ

 

 



[1] - فتح‌الباری فی شرح الصحیح البخاری، حدیت 4730

 

[2] - فتح‌الباری كتاب المغازی باب حدیث الإفك

 

[3] - فتح‌الباری، حدیث 4381

 

[4] - فتح‌الباری، باب قول النبی لو كنت متخذاً خلیلاً، حدیث 3389

 

[5] - صحیح ترمزی، حدیث 3818

 

[6] - فتح‌الباری، كتاب المناقب باب فضل عائشه

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 4 اسفند 1393 :: نویسنده : م صالحی

هنگامی که شدّت عشق و علاقه به نهایت رسد، عاشق واقعی جز معشوق نمی بیند وچیزی را درک نمی کند. برای این گروه از عاشقان واله و شیدا، قرب و بعدی وجود ندارد. معشوق و محبوب را در همه حال آشکار می بینند و زبان حالشان همواره گویای این جمله است که در یمنی پیش منی؛ یعنی: هر جا باشی در گوشۀ دلم جای داری و هرگز غایب از نظر نبودی تا حضورت را آرزو کنم. امّا نقطۀ مقابل این عبارت، ناظر بر کسانی است که به ظاهر اظهار علاقه و ارادت می کنند، ولی دلشان در جای دیگر است که عبارت پیش منی در یمنی بر آنها صادق می آید.

عاشق بی قرار پیامبر اسلام(ص) بود، ولی به درک صحبت آن حضرت(ص) موفق نگردید. ملبوسش گلیمی از پشم شتر بود. روزها شتر چرانی می کرد و مزد آن را به نفقات خود و مادرش می رسانید. به شهر و آبادی نمی آمد و با کسی همصحبت نمی شد. مقام تقرّبش به جایی رسیده بود که پیامبر اسلام(ص) فرموده است: «در امّت من مردی است که به عدد موی گوسفندان قبایل ربیعه و مضر او را در قیامت شفاعت خواهد بود.» پرسیدند: «او کیست که چنین شأن و مقامی دارد؟» حضرت(ص) فرمودند: «اویس قرنی» عرض کردند: «او شما را دیده است؟» پیامبر(ص) فرمود: «به چشم سر و دیدۀ ظاهر ندید، زیرا در یمن است، ولی با دیدۀ باطن و چشم دل همیشه پیش من است و من نزد او هستم.» آری: «در یمن است ولی پیش من است.»

سالها بدین منوال گذشت تا اینکه هنگام وفات پیامبر اکرم(ص) در رسید. حضرت ختمی مرتبت(ص) هر یک از ملبوسات و پوشیدنی هایش را به یکی از اصحاب بخشید، ولی همه اصحاب(رض) منتظر بودند تا ببینند مرقع دوخته را به کدام یک از صحابی مرحمت خواهد فرمود؛ زیرا می دانستند که رسول خدا(ص) مرقع را به بهترین و عزیزترین امّتانش خواهد بخشید.

حضرت محمّد(ص) پس از چند لحظه تأمّل و سکوت در مقابل دیدگان منتظر اصحابش فرمود: «مرقع را به اویس قرنی بدهید.» همه را حالت بهت و اعجاب دست داد و آنجا بود که به مقام بالا و والای اویس(رح) بیش از پیش واقف شدند.

ایشان احترام فراوانی در میان صحابه(رض) دارا بودند؛ زیرا آنان وصف ایشان را از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ شنیده بودند. امام مسلم(رح) در صحیح خود بابی را در فضایل اویس قرنی(رح) آورده است. وی با سند خود از أسیر بن حابر روایت می‌کند که وقتی مجاهدان کمک‌رسان یمن به نزد حضرت عمر بن خطاب ـ رضی الله عنه ـ می‌آمدند از آنان می‌پرسید که آیا اویس بن عامر در میان شماست؟ تا آن‌که روزی اویس(رح) به همراه آنان آمد. پس از او پرسید: آیا تو اویس بن عامری؟ گفت: آری. گفت: از مراد و سپس از قرن؟ و آیا دچار برص بودی و از آن شفا یافتی و به جز به اندازه‌ی یک درهم و مادر [پیری] داری؟ گفت: آری.

حضرت عمر ـ رضی الله عنه ـ گفت: شنیدم که رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ می‌فرمود: اویس بن عامر با مجاهدان اهل یمن به نزد شما خواهد آمد که از مراد و سپس از قرن است که برص داشت و از آن شفا یافت به جز به اندازه‌ی یک درهم و او مادری دارد که نسبت به او نیکوکار است و اگر بر خداوند(ج) سوگند خورد؛، خداوند(ج) سوگند او را راست خواهد کرد. (دعای او را مستجاب خواهد کرد). پس اگر توانستی از او بخواهی برایت آمرزش بخواهد از او بخواه". پس برای من از خداوند(ج) آمرزش بخواه. اویس(رح) برای او طلب آمرزش کرد. آنگاه عمر(رض) به او گفت: کجا می‌روی؟ گفت: به کوفه. گفت: آیا برای حاکم آنجا ننویسم که تو را گرامی دارد؟ اویس(رح) گفت: این که در میان مردم ناشناخته باشم، برایم بهتر است.

هر که قصد رسیدن به خداوند متعال را دارد، راهی برای این رسیدن بر می‌گزیند. برخی با نماز شب و برخی دیگر با استغفار صبحگاهان و برخی دیگر با اندیشیدن. اویس(رح) مانند دیگر مردم نبود
که جز به خوردن و نوشیدن نیندیشد. او حقیقت این دنیا را دانسته بود و برای پس از مرگ تلاش می‌کرد.

عبادت اویس(رح) در اخلاق او نمایان بود. چنانکه اثر مثبتی بر دیگران می‌گذاشت و تأثیرگذاری رفتار او از گفتار او بیشتر بود. او اویس(رح) بود، شخصیّتی متواضع و نیکوکار در حق مادرش و با این وجود، بسیار دیگران را نصیحت و راهنمایی می‌کرد و با وجود دشمنی دیگران با وی و تهمت‌های بزرگی که علیه او منتشر می‌کردند، دست از امر به معروف و نهی از منکر بر نداشت.

اویس قرنی(رح) حضرت علی ـ کرم الله وجهه ـ را در واقعه صفین همراهی کرد. او از خداوند(ج) شهادت را طلبید و گفت: خداوندا! شهادتی نصیب من بگردان که زندگی و رزق را برای من واجب گرداند. اشاره‌ی او به آیه‌ی 169 سوره‌ی آل عمران است که خداوند(ج) در وصف شهدا می فرماید: «و گمان مبر کسانی که در راه الله کشته شده‌اند مرده‌اند بلکه آنان زنده‌اند [و] نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند».

او در سال 37 هجری در واقعه صفّین هم رکاب حضرت علی ـ کرم الله وجهه ـ جنگید تا آنکه به شهادت رسید. 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5