تبلیغات
سرزمین مادری - زندگینامه خلفای راشدین
 
سرزمین مادری
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : م صالحی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
قهرمان لیگ 94کدام تیم است









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دوشنبه 4 اسفند 1393 :: نویسنده : م صالحی

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العلمین

زندگی شبانه روزی خلفای راشدین

خداوند متعال اوصاف حمیده صحابه را در جاهای زیادی از قرآن ذکر فرموده است که بین آنها اخوت و برادری قائم بوده و دلهایشان از محبّت و دوستی و الفت سرشار بود. چنانچه خداوند در قرآن می فرماید: و الّلذین آووا ونصَرُوا بعضُهُم اَولیاءُ بعض. آنها با خصائل برجسته، از قبیل مهربانی و احترام به یکدیگر مزین و با زیور شفقت و همدلی آراسته و با لباس وحدت و یکپارچگی ملبوس شده بودند و در تمام مشکلات یار و غمخوار یکدیگر بودند. از خود گذشتگی و همدردی که آنها در تمام شئون زندگی با همدیگر داشتند، تاکنون هیچ کس نتوانسته چنین نمونه ای بارز را در عصر خود شاهد باشد.

تاریخ زندگی که در طول حیات مبارک یاران رسول گرامی بالاخص خلفای راشدین روی داده است، هر یکی دارای اهمیت زیادی می باشد و برای مسلمانان درس زندگی است.

چنانچه از این یاران می توان حضر ت ابوبکر صدیق را نام برد که در زندگی رسول اکرم صلی الله علیه و سلم همدرد و غمخوار آن حضرت بود و صحابه برای ایشان احترام زیادی قائل بودند. الفت و مهربانی آنها بقدری بود که حضرت علی رضی الله عنه پاره جگر خویش ام کلثوم را بدون هیچ جبر و ناراحتی در نکاح خلیفه دوم حضرت عمر در آورد اما عمر هدفی نداشت جز اینکه با خاندان رسول اکرم صلی الله علیه و سلم رشته فامیلی داشته باشد. می فرمود من از رسول اکرم صلی الله علیه و سلم شنیدم که روز قیامت تمام رشته ها از هم گسسته می شود مگر کسی که به خاندان من متمسک شود. حضرت ام کلثوم دختر حضرت علی بود که از بطن مبارک حضرت فاطمه به دنیا آمده بود.

دو دختر رسول اکرم را یکی بعد از دیگری در نکاح خلیفه سوم حضرت عثمان رضی الله عنه در آوردند و به این علت امت اسلام برای همیشه حضرت عثمان را به لقب ذوالنورین یاد می کند. اول حضرت رقیه را نکاح کرد و بعد از وفات ایشان با ام کلثوم ازدواج کرد و بعد از وفات ایشان رسول اکرم فرمودند: لو انَّ لی بنتاً زوجتُ عثمان واحدهً بعد واحده حتی لا یبقی منهنَّ واحدهً.

این رشته فامیلی در میان فرزندان خلفا نیز ادامه دارد. این همه رشته ها دال بر این است که در میان خلفای راشدین هیچ نارضایتی و کدورتی وجود نداشت. از آنجایی که زندگی صحابه برای ما مسلمانان مشعل راه است، بنده عزم نمودم این رساله مختصر را ترجمه نمایم که ما مسلمانان زندگی خود را با زندگی صحابه رسول اکرم صلی الله علیه و سلم تطبیق دهیم. در پایان از تمام کسانی که در ترجمه این کتابچه با بنده همکاری لازم را داشتند تقدیر و تشکر می نمایم و همچنین از برادر بزرگوارم مولوی عبد المجید اسماعیل زهی که در تصحیح و حروف چینی یاری نمودند تشکر و قدردانی می نمایم و امید است از دعاهای خود ما را فراموش نفرمایید.        

اگر انسان با افراد نیک و پرهیزکار مصاحبت داشته باشد، خودش نیز صالح و نیک و متقی می شود و اگر این مصاحبت با افراد فاسد و بد خلق باشد، از اینکه از این مفسدین اثر گیرد، جای هیچ گونه شک و شبهه ای نیست. امروز از هر چهار طرف شر و فساد زمانه ما را محاصره نموده است. افرادی که تا دیروز متقی بودند، امروز سرکش و طاغی شده اند و آن چهره سابق مبدل گشته است. آگاه باشید که افراد نیک از میان ما رفته اند و فقط تعداد اندکی از نیکان در قید حیاتند اما بعضی از سبک عقلان رفتن پیش آنان را عار می دانند و به این علت شر و فساد روز به روز افزون می گردد و شرافت و نیکی به مرور زمان از بین می رود.

لذا احساس می شود که کتب مختصری وجود داشته باشد که زندگی ساده صحابه و خصوصاً احوال خلفای راشدین را بررسی نموده تا به وسیله آنها اشتیاق و رغبت به عمل نیک پیدا شود. از سعادت و نیک بختی مولانا عبدالرئوف رحمانی (مدظله) بود که مختصری از حالات و واقعیات خلفاء را برای ماهنامه (تجلی) تحریر کرده بودند. لذا این مجموعه از آنها را جمع آوری نمودم. امیدوارم این رساله را بارها خوانده و علماء و مقتدیان در مساجد خویش برای مردم بخوانند تا در میان مسلمین رغبت و شوق عمل پیدا شود.

هر کسی که از این رساله مستفید می گردد، برای مؤلف و بنده حقیر و ناشر و ویراستار دعای خیر را همراه سازد.                            

خلفای راشدین خواهان پست و مقام نبودند

بعد از وفات رسول اکرم صلی الله علیه و سلم هنگامی که در سقیفه بنی ساعده مهاجرین و انصار با حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه بیعت نمودند، ایشان طی سخنرانی در مجمع عمومی، مردم را ارشاد فرمودند و گفتند: وَ اللهِ ما کنتُ حَرِیصاً عَلَی الاِمارَهِ یوماً و لا لَیلَهً ولا سَأَلتُهَا اللهَ فیِ سِرًّ و لا عَلانیهٍ: «به خدا قسم من هیچ گونه حرص و طمعی در هیچ ساعتی از روز و شب درباره خلافت و امارت نداشتم و همچنین برای دستیابی به آن نه در خفا و نه در آشکارا، هیچ درخواستی در باره اش از خداوند نکردم». (البدایه والنهایه؛ ج 6 ص 320). به راستی هیچ گونه برنامه قبلی درباره بیعت با حضرت ابوبکر رضی الله عنه صورت نگرفته بود و همچنین خود ایشان قبلاً چنین برنامه ریزی نکرده بودند وقتی که حضرت عمر رضی الله عنه قبل از دیگران در بیعت با صدیق اکبر رضی الله عنه پیش قدم شدند، دیگران نیز بدون هیچ درنگی با آن بزرگوار بیعت نمودند. لذا تمام اختلافات حل و فصل گشت.

هنگامی که حضرت صدیق اکبر رضی الله عنه، حضرت عمر رضی الله عنه را به عنوان نامزد خلافت تعیین نمود، حضرت عمر رضی الله عنه فرمودند: لا حاجَهَ لی بِهَا. یعنی که من نیازی به خلافت ندارم. حضرت صدیق اکبر رضی الله عنه در جواب به حضرت عمر رضی الله عنه فرمودند: ولکن بِها اِلَیکَ حَاجَهٌ: «اگر شما به خلافت نیازی ندارید، ولی خلافت به شما نیاز دارد». و بعد این جمله زیبا را فرمودند: «واللهِ ما حَبَوتُکَ بِهَا ولا کن حَبَوتُها بِکَ». هدفشان از این جمله این بود که: به خدا قسم من، تو را با خلافت زینت ندادم بلکه خلافت را توسط شما مزین نمودم. بدون تردید برای خلافت و امارت، ذات مبارکی فاروقی رضی الله عنه یک عطیه و نعمت عظیم بودند. چه نیکو سروده است شاعر که:

همه خوبان عالم را به زیوها بیارایند    تو سیمین تن چنان هستی که زیور را بیارایی

به همین دلیل مورخان چنین گفته اند که به حسنات ابوبکر رضی الله عنه این نیکی را نیز باید اضافه کرد که ایشان شخصیتی همچون عمر رضی الله عنه را که جامع المحاسن بودند، برای نمایندگی در خلامت امت تعیین نمودند و فرمودند: وقالوا اِنَّما عُمَرُ حَسَنَهٌ مِن حسنات ابی بکرٍ: حضرت عمر رضی الله عنه یکی از نیکی های ابوبکر رضی الله عنه بود (یعنی مقرر نمودن ایشان به عنوان خلیفه).

ارج و مقام حضرت عمر رضی الله عنه از نظر صدیق اکبر رضی الله عنه از این واقعه تاریخی هویدا می شود که هنگامی که گروهی از مردم به صدیق اکبر عرض نمودند که شما شخصی بسیار سختگیر را به عنوان خلیفه تعیین فرمودید، پس به خدا چه جوابی خواهید داد؟ فرمودند: عرض می کنم که: اِستَخلَفتُ خَیرِ خَلقِکَ: بار الها من بهترین مخلوق شما را به عنوان خلیفه تعیین نمودم. بدون شک حسن انتخاب حضرت صدیق اکبر رضی الله عنه ثابت شد و خلافت حضرت عمر رضی الله عنه سرشار از رحمت و برکت بود.

همچنین حضرت عثمان رضی الله عنه و حضرت علی رضی الله عنه بدون شک و اختلافی از طرف مجلس شورای مسلمین یعنی با انتخاب عموم به عنوان خلیفه تعیین و عهده دار این مسؤلیت شدند. به همین منوال حضرت عمر بن عبدالعزیز رضی الله عنه در یک مجمع عمومی با حضور تمام شاهزادگان بنی امیه و بعضی از علماء همچون امام شهاب الدین زهری رضی الله عنه و امام مکحول رضی الله عنه به عنوان خلیفه مسلمین انتخاب شدند. امام زهری رضی الله عنه از مردم پرسیدند: آیا شخصی را که امیر المؤمنین سلیمان بن عبدالمالک برای خلافت در وصیت خود پیشنهاد کردند به آن راضی هستید یا خیر؟ همه مردم رضایت خویش را اظهار کردند - بعد از آن وصیت نامه خوانده شد که در آن اسم گرامی حضرت عمر بن عبد العزیز رضی الله عنه ذکر شده بود. امام مکحول رضی الله عنه با صدای بلند پرسیدند که ابن عبدالعزیز یعنی عمر بن عبدالعزیز کجا هستند؟حضرت عمر بعد از شنیدن نامشان دو یا سه مرتبه «انالله واناالیه راجعون» را گفتند و با وجود اینکه نامشان برده شد از جای خویش برنخاستند تا این که امام رضی الله عنه با گرفتن دست و بازوی ایشان، وی را تا منبر رسانیدند. منبر پنج طبقه بود ولی ایشان بنا بر تواضع بر پله دوم نشستند. (مروج الذهب المسعودی،ج 3، ص 193). البته باید دانست که به خلافت نائل شدن و جاری شدن «انا لله وانا الیه راجعون» بر زبان مبارکشان نشانه اظهار غم و اندوه بر امر خلافت می باشد. و اینکه خود با پای مبارک به نزدیک منبر نرفتند و اطرافیان، حضرت را با اصرار به بالای منبر بردند و ایشان به جای نشستن بر پله اول از بالا، بر روی دومین پله از پایین ننشستند و … نشانگر این است که ایشان سخت از امر خلافت و مسؤولیت بس سنگین آن، ناراضی و نگران بودند. هنگامی که ایشان به خلافت رسیدند، خطبه ای ایراد فرمودند که برای طالبین مقام و منصب به عنوان نصیحت و موعظه بسیار زیبا و کافی است که فرمودند: این خلافت و امارت برای من آزمایشی است بسیار سخت که من هم اکنون به آن مبتلا شده ام. با من در این باره هیچ مشورتی نشده است و در دلم نیز خواستار آن نبودم. بعد از این فرمودند: اگر چه قلاده امارت و بیعت را به گردن من انداختند، اما من آن را بیرون می کنم و شما به هر کسی که می خواهید واگذار کنید. همه مردم یک صدا و یک زبان، بلند گفتند: قَد اِختَرنَاکَ لَا نفُسِنَا ورَضِینَا کُلُّنَا بِکَ: «شما را به عنوان امیر المؤمنین اختیار کرده ایم و همه ما از شما راضی هستیم». (البدایه والنهایه، ج 9، ص 212)

ایشان هنگام خلافت آنقدر عامل بودند که مردم درباره ایشان می گفتند: من کانَ قبلکُم کَانِت الخِلافَهُ لَهُم زَینُ و انت یزَینُ الخلافه: «برای  امراء قبل از شما خلافت یک نوع زینت بود اما شما شخصاَ برای خلافت زینت بودید». البته در این موضوع روی سخن به طرف خلفا و ملوکی است که بعد از خلفاء راشدین بوده اند. لذا خلفاء راشدین از این جمله استثناء هستند.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 2 خرداد 1396 07:23 ق.ظ
It's a shame you don't have a donate button! I'd without a doubt donate to
this superb blog! I suppose for now i'll settle for bookmarking and adding your RSS feed to my Google account.

I look forward to new updates and will talk about this blog with
my Facebook group. Talk soon!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر