تبلیغات
سرزمین مادری - نگرشی بر زندگی ائمه چهارگانه مذاهب اهل سنت
 
سرزمین مادری
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : م صالحی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
قهرمان لیگ 94کدام تیم است









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مقدمه
الحمدالله رب العالمین والصلاة والسلام علی افضل الانبیاء والمرسلین سیدنا  محمد وعلی آله واصحابه واتباعه  اجمعین  الی یوم الدین ، اما بعد.
ائمه چهارگانه اهل سنت از کسانی هستند که عمر وزندگی خود را صرف اجتهاد وشناساندن  مذاهب اسلام  نمودند  ودر این راه متحمل  مشقتها  وزحمات  فراوانی شدند ، بطوریکه  در نهایت  جان خود را نیز در این راه از دست دادند .اما برای اینکه راه نزدیکی صحیح به اسلام واحکام آن بر عموم مسلمین  مشخص  شود ومردم  از سنت نبوی ( ص) ودستورات آن آگاهی یابند  وامور  شرعی سامان  گیرد، در برابر  هیچ مانعی  سر تسلیم  فرو نیاوردند  ومیدان  را خالی نکردند .
شناخت ائمه چهارگانه وآگاهی از اصول وقواعد شرعی  آنها بر عموم  مسلمین  واجب است  وهدف  از تالیف  این کتاب هم این است که خواننده  بطور  مختصر  با شرح  زندگی  وشیوه کار آنها  آشنا  شود .
در فضلیت  این امامان  همین  بس که عموم  مسلمین  سنی  مذهب  از زمان آنها  تاکنون ، از دانش  وتلاش آنها در دین واحوال واحکام  آن بهره مند  می شوند  وطریقه  صحیح  بجا آوردن آداب ورسوم  شرعی  را دنبال  می کنند . رحمت خدا بر همۀ آنها  باد.
امام ابوحنیفه رحمت الله علیه
نسب ابوحنیفه
نعمان بن ثابت بن مرزبان معروف به ابوحنیفه  در سال 80  هجری در شهر کوفه  متولد  شد . اصل او از کابل  مرکز افغانستان  امروزی است . ابوحنیفه درزمان خلافت  عبدالملک  مروان دیده به جهان  گشود، ودر سال  هفتاد  سالگی  در بغداد  در گذشت .

دوران تحصیلی امام ابوحنیفه
امام ابوحنیفه امام اهل رأی می باشد  که معروفترین  استاد وی حماد بن ابی سلیمان است . امام ابو حنیفه در ابتدا متکلم  بوده وتا سن چهل  سالگی  دربصره ، که مرکز معتزله شمرده می شد،  در علم کلام تحصیل  می کرده است  اوبرای پاک  نمودن شبهات  واتهاماتی  که به  اصول  اسلام  بسته  می شد ، 27 بار  از کوفه وارد بصره  شد  وبه دفاع  از مبانی  اسلامی  پرداخت . امام ابوحنیفه  در چهل سالگی علم  کلام را رها کرد  وبه فقه  روی آورد .

روش امام ابوحنیفه در مسائل فقهی
امام ابوحنیفه  در شهری  می زیست  که از مدینه ومرکز  حدیث دور بود ، که همین سبب  شد برای فقهی  به رأی در اجتهاد  روی آورد ونسبت  به صحت احادیث  بسیار سختگیر باشد . امام ابوحنیفه  ابتدا  احادیث  مطمئن را قبول  می کرد  ودر باقی  امور به قیاس  متوسل می شد . هدف از این کار  این بود که جلو  احادیث ضعیف ومشکوک  به جعلی  بودن  گرفته  شود .
ابوحنیفه  در دادن فتوا بسیار جسور وبی باک بود وبدلیل  جسارتش در میان  سایر فقیهان  مشهور  است . قدرت کلام  ابو حنیفه  در بحث  ومناظره  بسیار بالا  بود وبه بحث  واظهار نظر  وبیان آراء ، حتی از سوی  مخا لفینش  بسیار  اهمیت می داد .
شیوۀ قیاس  ابوحنیفه  اگر چه یک روش تازه در مسائل  فقهی  بود ، که ابوحنیفه آنرا مطرح  ساخت وبدین  ترتیب ضعف  فقدان  احادیث  معتبر در منطقه  خود را  جبران نمود ، ولی بعد از او رهبران مذهبی وفقیهان  بسیاری  شیوه قیاس  را در مسائل  اجتهادی  بر گزیدند .

 شخصیت ابوحنیفه
امام ابوحنیفه  دارای قلبی صابر وشاعر ، پارسا و پرهیزکار بود . او اندیشه وتفکّر  پیشرو بسیاری  از مسائل  ودارای  فکری  عمیق  بود وبه ظاهر  چیزی  یا مسأله ای اکتفا نمی کرد، صریح البیان ودارای  شخصیت با نفوذی  بود ودر بحث  ومناظره  از توانایی زیاد بهره مند .
آثار علمی وشاگردان امام ابوحنیفه
امام ابوحنیفه  در عهدی می زیست  که تدوین ونگارش کتاب  چندان مرسوم  نشده  بود ، به همین  خاطر  ایشان  تنها  به بیان  عقاید  ونظریات  خود وارائه  رساله ومقالات  خویش  به صورت  شفاهی  اکتفا  می نمود . ولی پس از رحلتش ، شاگردان  او نظریات او را جمع آوری کردند  وبصورت  کتاب  ورساله در آورند .
از جمله شاگردان او عبارتند از ابو یوسف یعقوب  بن ابراهیم  که قاضی  مشهوری  در دوران خلافت  عباسی  است ، ومحمد بن شیبانی  که تألیف  او مرجع اول درفقه حنفی  می باشد ، ودیگری  زفربن هزیل نام دارد . امام ابوحنیفه مثل دیگر ائمه توجه زیادی به حدیث پیامبر      ( ص) داشت ودر صورت وجود حدیث صحیح هیچگاه به قیاس رأی نمی داد.
زندگی اجتماعی امام ابوحنیفه
ابوحنیفه به سیاست متمایل بود ودر قیاس زید  بن علی علیه بنی امیه ونفس زکیه علیه بنی عباس  نقش عمده ای داشت وبدلیل عدم قبول  شغل  قضاوت در زمان  منصور  خلیفه عباسی  به زندان افتاد  وعاقبت در زندان  در گذشت .
امام ابوحنیفه در صبر وبردباری وتحمل مخالفین وعقاید آنها مشهور است .امام ذهبی از عبدالرزاق  روایت  می کند که مردی  نزد امام جواب او را داد  ومرد پاسخ داد: حسن بصری رأی دیگری دارد . امام ابوحنیفه گفت : حسن بصری اشتباه  می کند .
آن شخص در حالیکه از خشم صورتش بر افروخته شده بود گفت : ای مادرفلان شده! به خطا می گویی که حسن بصری اشتباه  کرده  است .
مردم خواستند او را بزنند ، امام مانع این کار شد  وگفت : می گویم حسن بصری  اشتباه  کرده است وعبدالله  بن مسعود صحابی درست می گوید . همچنین از بن کمیت روایت می شود  که شخصی  رادیدم به امام ابوحنیفه ناسزا گفت  وبه او گفت : ای کافر زندیق ! امام ابوحنیفه  جواب داد : خداوند ترا ببخشد ، خداوند بر عکس آنچه تو عدم پذیرش  مقام قضاوت  از سوی   منصور خلیفۀ عباسی  با رها  به زندان رفت، ولی تسلیم خواستۀ  او نشد.
 
گوشه ای از سخنان امام ابوحنیفه
• هنگامیکه حدیثی صحیح باشد ، پس آن مذهب  من است .
• کسیکه دلیل مرا نمی داند ، بر او حرام است که به رأی من فتوا دهد.
• کسیکه می خواهد از عذاب آخرت  نجات  یابد ، نباید  از سختی های دنیا  بترسد .
• کسیکه علم را بخاطر دنیا  می گیرد ، از برکت علم او کسی بهره مند  نمی شود ، کسیکه  علم را بخاطر  دیسن وخدا فرا می گیرد ، در علمش برکت داده می شود وافراد زیادی از آن استفاده می کنند.
• کسیکه علم ودانش  او را از محرمات خداوندی باز ندارد  از جمله زیان کاران است.

سخنان دیگران درمورد امام ابوحنیفه
امام شافعی : در مورد فقه وابسته به ابو حنیفه هستند.
امام مالک : او ( ابو حنیفه ) کسی بود که می توانست با دلیل وصحت به تو ثابت کند که این ستون از طلاست .
ابویوسف قاضی : خداوند ابوحنیفه را با فقه وعلم وسخاوت وبخشش واخلاق  قرآنی زینت  داده است.
امام جعفر  صادق : خدا ابو حنیفه را رحمت کند که به وسیله  کمک کردنش  به زید بن علی  به دوستی خود نسبت به ما تحقق بخشید .


گسترش مذهب حنفی
مذهب حنفی از قرن چهارم هجری به بعد ، بیشتر توسط سلاطین  غزنوی ، سلجوقی خوارزمشاهی وعثمانی در بلاد اسلامی ترویج یافت ، به طوریکه  این مذهب در میان اهل سنت وسایر مذاهب اسلامی دارای پیروان  بیشتری  است ، وحتی امروزه بیش از نیمی از مسلمانان جها ن پیروان این مذهب  هستند .
امروزه در کشورهایی  مثل پاکستان ، افغانستان ، هند ، ترکیه ، مصر ، سوریه ، لبنا ن ، آلبانی ، قفقاز وبالکان ، مسلمین پیرو این مذهبند وطرفداران این مذهب بر سایر مذاهب افزونی دارند.
در ایران نیز استان سیستان وبلوچستان گلستانوشمال شرق خراسان ، مسلمانان پیرو این مذهب هستند .


امام مالک رحمت الله علیه
نسب امام مالک
ابوعبدالله مالک بن ابی عامر ، در سال 93هجری در شهر مدینه دیده  به جهان گشود.مالک به امام اهل حجاز وامام اهل حدیث  معروف  است . وی در سن 84 سالگی در شهر مدینه  وفات  یافت ودر قبرستان  بقیع دفع  شد.
پدر وجد امام مالک هر دو از فقیهان  ومحدثان  بزرگ  زمان خود بوده اند  وجدش از تابعین  محسوب  می شده  است . او در زمان ولید بن عبدالملک اموی بدنیا  آمد ودر زمان انتقال  قدرت از امویان  به عباسیان  می زیسته است
دوران تحصیلی امام مالک
امام مالک در محیط  مقدس مدینة النبی ابتدا به حفظ قرآن  وسپس  به حفظ  احادیث  نبوی  ( ص) پرداخت وسپس در مجالس  فقها ومحدثان  حاضر  می شد واز آنها فقه  وحدیث  می آموخت . او تمام این دوران را در زمان  کودکی  وطفولیت سپری کرد ودر زمان جوانی  به محدث وفقیهی بزرگ  تبدیل شد. از استادان او می توان ابن شهاب زهری نام برد ، که خود محدث  ودانشمند  بزرگی در آن  زمان بوده است . همچنین از امام صادق  نیز به عنوان  یکی از استادان  مالک نام برده اند . امام مالک از نهصد نفر علم را فراگرفت  که سیصد نفر آن از تابعین وششصد نفر آن از تابع  تابعین بوده اند.

 

 
 روش امام مالک در مسائل فقهی
امام مالک علاقه  شدیدی  به علم  حدیث داشت  وچون در مدینة النبی که مرکز حدیث بود  می زیست ، به مقام  پیشوایی در علم حدیث  رسید . امام مالک نسبت  به صحت  حدیث  بسیار  سختگیر  بود  وبرای شناخت  آن دقت  زیادی به خرج  می داد .
هنگامی که او با سئوال در مورد حدیث  ومسائل  فقهی  روبرو  می شد ، به شاگردانش این  اجازۀ  را می داد  تا به آن  پاسخ  دهند.او در مسجد پیامبر( ص) می نشست  ودر جایی  که عمر  (رض ) به کار قضاوت  می پرداخت  به بیان  حدیث  وپاسخ به سوالات می پرداخت .
روزی فردی از امام مالک سئوال کرد، امام مالک پاسخ داد : بگذار فکر کنم تا بعد پاسخ تو را بدهم . مرد گفت : ولی این موضوع ساده ای است! امام جواب داد: در علم چیز  ساده  وجود ندارد .
شیوه امام مالک در فتوا  چنین  بود که اصولاً بر احادیث  پیامبر (ص) تکیه  داشت . یعنی پس از قرآن کریم ، تنها منبع معتبر را احادیث  نبوی  می دانست ، به همین دلیل به امام  اهل  حدیث  مشهور  است . شاگردان  معروف  امام مالک  عبارتند از : عبدالرحمن بن قاسم ، عبدالله بن وهب واشهب بن عبدالعزیز . امام مالک مؤلف شناخته  شده است  که در جهان  اسلام به تألیف وتدوین  کتاب  پرداخت .
امام مالک نسبت به حدیث نبوی (ص) احترام زیادی قائل بود وهرگاه کسی  نزد او می آمد واز علم حدیث  چیزی از او می پرسید ، امام غسل  کرده ، به خود عطر می زد ولباس نو می پوشید وآنگاه به نقل حدیث می پرداخت .
 
  شخصیت امام مالک و
زندگی خصوصی او
زندگی امام مالک با تنگدستی وفقرآغاز شد، زیرا به جهت اشتغال  به کار فقه وحدیث ، عملاً از کاری که بوسیله آن بتواند  امرار معاش نماید باز ماند . فقر چنان در خانه او ریشه دوانده بود که گاهی دختر کوچکش از گرسنگی  گریه می کرد .
امام مالک مردی با هیبت وبا وقار بود وبه همین دلیل تأثیر  زیادی در مخاطب  خود بر جای می گذاشت وعلیرغم فقر ، به  جامه ظاهر خود بسیار  اهمیت  می داد وسعی  می کرد  همواره  پاکیزه  باشد  واز عطر  استفاده  کند . امام مالک به جز  فقاهت ، همانند  ابو حنیفه  به داد وستد می پرداخت واولین  شغل او این بود.

آثار علمی امام مالک
بزرگترین آثار علمی  امام مالک  کتاب  موطا است که حدود چهل سال روی آن کارکرد واولین  کتاب  کامل وجامع در جهان اسلام محسوب  می شود . هارون الرشید خلیفه  عباسی ، به امام مالک  پیشنهاد کرد که این کتاب را بعنوان تنها کتاب  حدیثی در جهان  اسلام  رایج  سازد ومالک او را از این کار برحذر ساخت وگفت : این کار به مصلحت  نیست واصحاب  پیامبر  ( ص) در شهرهای مختلف  پراکنده  شدند  وبه نقل  حدیث  پرداختند  واکنون افرادی  هستند  که به احادیثی  دسترسی  دارند ، که ممکن  است من به آن دسترسی نداشته باشم .
امام مالک در تائید  کتاب خود می وید : موطا را به هفتاد تن از محدثان وفقیهان  شهر  مدینه نشان دادم وهمه آنها بر صحت  مطالب واحادیث آن اتفاق  نظر داشتند . امام مالک علاوه براین  کتاب ، کتابهایی نیز در زمینه های قضا وقدر ، کلام ونجوم  نوشته  است .

درگیری امام با عباسیان
در زمان امام مالک نفس زکیه از نوادگان امام حسن (رض) ، علیه منصور خلیفه عباسی قیام کرد وامام مالک بیعت با نفس زکیه را شرعی وبیعت با منصور را که از روی اجبار  صورت گرفته بود ، با طل اعلام کرد . همین امر سبب شد مدینه وحجاز به پیروی از نفس زکیه بپردازند.
اما پس از پیروزی  منصور عباسی بر نفس زکیه ، جعفر عموزاده منصور عباسی که والی مدینه بود، امام را احضار کرد وهفتاد  تازیانه بر او زد . همین امر سبب شد امام مالک مجلس درس خود را از مسجد پیامبر (ص)  به خانه منتقل دهد ودر آنجا به شاگردانش حدیث وفقه بیاموزد . شکنجه امام مالک باعث در رفتن شانه اش شد وافکار عمومی مردم مدینه وحجاز را علیه عباسیان وجعفر والی مدینه برانگیخت . در نتیجه این فشارهامنصور عباسی ، جعفر را از فرمانداری مدینه برداشت ورسماً از امام مالک عذر خواهی نمود .این واقعه در سال  147 هجری رخ داد .

 
 گوشه ای از سخنان امام مالک
*سخن هرکس قابل قبول ورد کردن است ، مگر سخن صاحت این قبر .( قبر پیامبر ))
* حکمت نوری است که خداوند درقلب  بندهاش می تاباند.
* کسیکه در اسلام بدعتی بوجود آورد وآنرا نیکو بدارد ، پس معتقد  شده است که محمد ( ص) در رسالتش  کوتاهی  کرده است.( محمد ( ص) آنرا باید می گفته ولی نگفته است) پس چیزی که در زمان پیامبر (ص) از جمله دین نبوده است امروز هم از دین نیست .ودرست نمی شود  آخر این امت ، مگر بوسیله آن چیزی که اول این امت  بوسیله آن درست شده است.
* تواضع ، ترک ریا وشهوت طلبی است.

سخنان دیگران درمورد امام مالک
امام شافعی : هر گاه حدیثی از رسول الله ( نق می شود ، پس امام مالک همانند  ستاره ای می درخشد .
سفیان ثوری : امام مالک از حافظترین علمای  عصر خود می باشد .
اوزاعی : امام مالک عالم علماء وعالم اهل مدینه وفقه حرمین  بود.
یحیی بن معین: امام مالک امیر المومنین در حدیث است .
امام احمد بن حنبل : کسیکه از امام مالک بدش می آید ، بدان که از اهل بدعت است.

 
  گسترش  مذهب مالکی
مذهب مالکی  ابتدا در حجاز وعربستان گسترش یافت وسپس به مناطقی چون مصر ، شمال افریقا ، شرق ایران ، اندلس ، سودان ، وبغداد وبصره راه یافت . علت گسترش مذهب مالکی ، اول کتاب  موطا  وبعد از آن شاگردان امام مالک بودند که هر کدام فقیه ومحدث بزرگی شدند.
ولی این برتری ازقرن چهارم  به بعد رنگ  باخت ومذهب مالکی در برابر مذاهبی چون شافعی وحنفی  عقب  نشینی کرد.
امروزه در کشورهای شمال آفریقا ، سودان  وقسمتی از مصر وشمال آفریقا ، این مذهب رواج دارد.

امام شافعی رحمة الله علیه
نسبت امام شافعی
محمد بن ادریس  شافعی در سال 150 هجری در شهر غزه واقع در فلسطین اشغالی  دیده به جهان گشود . نسبت شافعی برای او دلیل است که یکی از اجداداو به نام شافع  موفق به ملاقات  با رسول الله  (ص) شده بود .
امام شافعی در خانواده ای تنگدست  وفقیر بدنیا آمد ودر کودکی پدرش را ازدست داد. او در همان  زمان همراه خانواده اش به مکه مسافرت کرد ودر آنجا ماندگار شد.
امام شافعی در سال 204 هجری ، در یکی از سفرهایش ، به مصر در آنجا در گذشت ودر شهر قاهره به خاک سپرده شد. امام شافعی درزمان خلافت عباسیان  می زیست .


دوران تحصیلی امام شافعی
امام شافعی از زمان کودکی به مجالس فقها وعلماء ومحدثان  علاقه  نشان می داد ، از این رو در سن هفت سالگی قرآن را حفظ نمود وپس از آموختن  مقدمات علوم زمان خود نزد مسلم بن خالد ، مفتی  مکه ودر سن  سیزده سالگی  درمدینه  تحصیل خود را نزد امام مالک شروع کرد، وکتاب  موطا  را از بر نمود . امام شافعی در سن 25سالگی  در فقه وحدیث  به درجه  اجتهاد  رسید . امام مالک  در میان  شاگردانش  توجه  خاصی  به امام شافعی  داشت وهمواره  می گفت : شافعی آینده درخشانی در فقاهت خواهد داشت  وهمواره او را از شاگردان ممتازش بر می شمرد . در میان دیگر  استادان  امام شافعی از فقیهان  معتزله وشیعه نیز  تعدادی به چشم می خورد.

روش امام شافعی در مسائل فقهی
فقه شافعی مرز بین فقه مالکی وحنفی محسوب  می شود وامام شافعی  در فقاهت  به رأی  وحدیث  بطور  مساوی  اهمیت  می داده  است . این است که فقه شافعی  را نوع  تکامل  یافته  فقه  حنفی ومالکی  می دانند .
امام شافعی در مدینه  پرورش  یافت ودر آنجا از اصحاب حدیث درفقه  بود . ولی بعد از سفرش  به کوفه وآشنائی  با محمد  بن حسن  شیبانی  وبرخورد با آراء ابو حنیفه ، رأی را نیز  در اصول  فقهی  دخالت  داد وبدین  ترتیب  شیوه فقهی  جدیدی  را بوجود  آورد که نکات مثبت هر دو مذهب  مالکی  وحنفی  را در بر می گرفت .
امام شافعی اهمیت فوق العاده ای برای حدیث  پیامبر  (ص) قایل  می شد  وبعد از قرآن وسنت به قیاس معتقد  بود. روش امام شافعی را در فقه ، روشی  میانه  رو ومعتدل می خوانند .امام شافعی در حرمت  حدیث نبوی  (ص) می گوید : هنگامی  که در کتابم در برخلاف  سنت رسول خدا (ص) چیزی را یافتید ، پس سخن مرا ترک کنید  وسنت  رسول خدا(ص) پیروی  کنید.
مردی از امام شافعی  دربارۀ مساله ای سئوال کرد که امام  جواب داد: رسول خدا  (ص) چنین  می فرماید.
آن شخص گفت: نظر تو چیست ؟ امام شافعی  گفت :آیا در لباس  من علامت ونشانۀ غیر مسلمان را می بینی  که خلاف رسول خدا  ( ص) فتوا دهم ؟ آیا من از کلیسا خارج شده ام  که چنین  گویم ؟ می گویم رسول خدا ( ص) چنین گفت وتو می پرسی که رأی من چیست ؟
اسماعیل  بن یحیی المزنی ، امام احمد بن حنبل ، یوسف بن یحیی بویطی وربیع بن سلیمان مرادی از جمله شاگردان معروف امام هستند.

شخصیت امام شافعی و
زندگی خصوصی او
امام شافعی انسانی قناعت  پیشه ومتواضع بود. او با حالتی  احساس  برانگیز قرآن  می خواند ، بطوریکه  شنونده از شیوۀ تلاوت او به گریه می افتاد . امام شافعی قبل از وارد  شدن به درجه اجتهاد  به شعر وادبیات عرب علاقمند بود ودر طول عمرش هم گاهی شعر می گفت . او در ورزش تیراندازی مهارت زیادی داشت وهیچگاه آنرا فراموش نمی کرد . زندگی او همواره با سفر ومخاطره همراه بود وسفرهای زیادی به یمن ، عراق ومصر داشت.
امام شافعی نسبت به عقیده اش تعصب چندانی نداشت واگر در تحقیقات علمی خلاف عقیده اش ثابت می شد ، فوری آنرا عوض می کرد واین سیرهرا در حالی داشت که به گواهی دوست ودشمن قادر بود از هرمناظره ای سربلند بیرون آید .
امام شافعی چندبار بدلیل فتواهایش از جانب حکومت عباسی  احضار وتوبیخ شد، اما برای مدتی مقام قضاوت دریمن را پذیرفت تامردم آنجا را از شر قاضی غیر عادلی نجات  دهد . او به آل علی  (رض) بسیار علاقمند بود وحب ودوستی آنها را سر لوحه مکتب خود قرار داده بود. وهنگامی که اورا بدلیل این دوستی به رافضی بودن متهم ساختند ، پاسخ داد : اگر حب ودوستی  آل محمد (ص) جرم است ونشانه رافضی بودن است ، پس بدانید که من رافضی هستم .

آثار علمی امام شافعی
تا زمان امام شافعی احکام فقهی فاقد هر گونه قواعد واصول منظم بودند وحتی امام مالک نیز مبانی واصول فقهی را در کتاب موطا  بصورت  پراکنده ونامنظم بیان کرده بود امام شافعی علاوه بر اینکه اولین نفری بود که در مسایل اجتهادی از دوروش حدیث ورأی بهره جست ، اولین نفری بود که به احکام  فقهی  قانون  ونظم بخشید وچارچوب  آنرا مشخص نمود وکتابی در این زمینه نوشت . 
امام شافعی کتابهای زیادی را تألیف نمود که جمع آن به بیشاز یکصد  کتاب  می رسد ، ومعروفترین وجامع ترین آنها کتاب     « الام» است. از دیگر کتابهای معروف امام شافعی «الرساله» ، «الوصایا الکبیرة » ،« جماع العلم» و« الحجة» هستند.
همینطور که گفته شد ، امام شافعی در اجتهاد  وعقاید خود تعصب کمی به خرج می داد ودر کتابهایش برای  عقاید سایر فرقه های مذهبی احترام زیادی  قایل شده است.

قدرت امام شافعی در مناظره
امام شافعی در مناظره بسیار متین ومتواضع بود واگر مجبور به اینکار می شد سعی می کرد حدالمقدور با صحبتهایش به شخصیت وفتوای کسی بی حرمتی نشود . اما علیرغم این، دوست ودشمن به قدرت والای او در بحث وگفتگوهای مذهبی وفقهی اعتراف دارند.
گفته شده که او در مناظراتش چنان با استدلال وحجت سخن می گفت وسخنان نادرست  مخاطب را رد می کرد ، که گاهی مخاطبش از شکستی که دامنگیر او شده بود سرخ می شد ویا از پیش او می رفت . نقش قدرت کلام او درهنگامی که در عراق وکوفه که مرکز  رأی ومناظره ودوری از حدیث بود، در برتری فتوا وفقهش بیشتر آشکار می شود .زیرا در آنجا گروههای فکری وکلامی زیادی  چون معتزله وروافض بودند که برای مقابله با استدلال خود مبارز می طلبید.
اما علیرغم این قدرت ، امام شافعی بازهم اعلام می کرد که برای او فرقی  ندارد که دربحث ومناظره حق بااو باشد یا طرف  مقابلشوحتی بیشتر  دوست دارد که حق با مخاطبش باشد تا خودش .( تابتواند چیز تازه ای یاد بگیرد)


گوشه ای از سخنان امام شافعی
*کسیکه دنیا را بخواهدبه علم نیاز دارد وکسیکه خواهان آخرت باشد ، بازهم به علم  نیاز دارد.
*پادرمیانی ، زکات جوانمردیست.
*فقردانایان اختیاری وفقرناداناناضطراری(اجباری)است.
*خداوند تبارک تعالی تو را آزاد آفریده است، پس بکوش تا همچنان که آزاد آفریده شده ای، آزاد بمانی.
*اگر قاضی فروتن وخویشتن دارنباشد ، دزد است،
*کسیکه برادرش را درپنهانی نصیحت میکند می خواهد او را اصلاح کند وآنکه  برادرش را در جلو دیگری نصیحت میکند می خواهد رسوایش کند.
* وقار وسنگینی درهنگام تفریح از روی نادانی است.
*از سخن بیهوده پرهیز کن، زیرا زمانیکه یک کلمه  از دهانت  خارج شد  دیگر تو اختیار آنرا نداری ، ولی او اختیار تو را دارد.

سخنان دیگران درمورد امام شافعی
سفیان ثوری : شافعی افضل زمانش می باشد.
ابوایوب سوید رملی: تا شافعی را ندیدم خودرا زنده نیافتم.
محمد بن عبدالحکم : اگر شافعی نبود نمی توانستم جواب کسی را بدهم، زیرا آنچه را که می دانم از اوست.
داوود بن علی ظاهری: در شافعی  فضائلی بود که همه آنها در یک نفر جمع نمی شود.
امام احمد حنبل : فصیح تر وبا فهم تر از شافعی ندیدم.

گسترش مذهب شافعی
مذهب شافعی به دلیل میانه روی وآسانگیری خیلی سریع در مناطق حنفی مذهب ومالکی مذهب ، جایگزین آنها شد وانتشار این مذهب در واقع از زمان خود امام شافعی آغاز گشت ودر قرن چهارم وپنجم هجری به اوج خود رسید . امروزه پیروان  این مذهب دراکثر مناطق اسلامی وجود دارند وحتی در کشور هایی که پیرو مذهب مالکی یا حنفی هستند ، تجمع پیروان شافعی مذهب بسیار زیاد است.
درکشور های عراق ، قسمتهایی از مصر وسوریه ، شمال شبه جزیرۀ عربستان ، غرب آفریقا ، جنوب شرقی آسیا ، شمال غرب ایران ، فلسطین وقسمتی از شام ، شرق آفریقا وقسمتی از کشور های شمال آفریقا  پیرو  این  مذهب هستند . این مذهب ، بعد از مذهب حنفی ، دومین مذهب از مذاهب چهارگانه اهل سنت بوده ودر میان سایر مذاهب اسلامی نیز همین مقام را دارد.
درایران ، درمناطقی چون کردستان ،قسمتهایی از استان فارس وحوزۀشمالی خلیج فارس وآذر بایجان ، مسلمانان پیرو این مذهب  هستند.


 

امام احمد بن حنبل رحمةالله علیه
نسب اماماحمدبن حنبل
احمدبن محمد بن حنبل معروف به امام احمد در سال 164هجری در شهر بغداد دیده به جهان گشود. به دلیل شهرتی که جدش حنبل بن هلال  داشته استف او را احمد بن حنبل  می نامند . ابوبکر بیهقی ، نسب او را به ابراهیم خلیل رسانیده است .امام  احمدبن حنبل در سن 3 سالگی پدرش را از دست داد وبعد ازآن مادرش سرپرستی او را برعهده گرفت.
دوران تحصیلی امام احمد بن حنبل
امام احمد تاقبل از سن شانزده سالگی ، مقدمات علوم اسلامی را دربغداد فراگرفت ودر همان سالها در مجالس درس ابویوسف  قاضی ، از شاگردان بزرگ امام ابوحنیفه حضور پیدا می کرد ، تا اینکه بعد از آن به علم حدیث روی آورد .او از شاگردان ممتاز امام شافعی محسوب  می شد ، وبرای یافتن حدیث  صحیح  دست  به مسافرت  به شهرها ومناطق مختلفی مثل یمن ، مکه ،مدینه ، مصر ، کوفه ، سوریه ، زد تا بتواند احادیث  صحیح  را جمع آوری نماید.
امام احمد درطلب علم سخت کوشا بود واز هیچ مصیبتی دراین راه ابایی نداشت وعمر زیادی را در این راه صرف کرد . مسافرتهای زیاد او برای جمع آوری حدیث گویای همین  مساله  است که این کار را حتی بعد از زمانیکه به درجه اجتهاد رسیدرها نکرد.استادان معروف  او عبارتند از : ابویوسف قاضی ، هیثم بن بشیر الواسطی ، ابن بکر بن عیاش وامام شافعی.


روش امام احمدحنبل
درمسائل فقهی
امام احمد در فقه به نوعی دنباله رو شیوۀ امام شافعی بوده است . یعنی ابتدا احکام فقهی را بر مبنای حدیث بنا نهاد وسپس اصولی از رأی وقیاس را در آن دخالت داد.
وبدین ترتیب او مکتب خود را بصورت  مکتب  ترکیبی  امام شافعی قرارداد. امام احمد همواره خود را محدث می خواند ومعتقد  به امامت  خود در فقه نبود . وبعد از رحلتش بود که شاگردانش آراء وفتواهای او را جمع آوری کرده وآنها را بصورت رساله های  اجتهادی انتشار دادند .
امام احمد به فتوا بر اساس قرآن بسیار اهمیت می داد وهمواره  تلاش  می نمود که فتواهایش قبل از اینکه از سنت وحدیث نبوی (ص) بهره مند باشد ، بر مبنای دستورات قرآن  صورت  گیرد .
سختگیری امام احمد در حدیث بسیار بالا بود تلاش او برای  جمع آوری  حدیث  صحیح  از تمامی  بلاد اسلامی ، مؤید همین نکته است . شاگردان او عبارتند از : یحیی بن آدم ، عبدالرحمن بن مهدی ، ابو داوود ، ابوحاتم رازی ، ابراهیم الحربی و..........
شخصیت امام احمد و
زندگی خصوصی او
امام احمد مردی فوق العاده  زاهد ، با تقوا وبی آلایش بود .در تمام طول عمرش سعی می کرد  خودش امور شخصی وفردی اش را انجام دهد ونسبت به مسائل مادی خویش بسیار بی توجه بود . او لباس صخیم می پوشید وکم اشتها وکم خوراک بود . در کلاس های درسش بسیار جدی بود واز شوخی ومزاح در آنجا پرهیز داشت . تا از او سئوال نمی شد ، حرفی نمی زد وجوابی نمی داد ، واز دخالت در هر اموری وپشت سر هم فتوا دادن خود داری می نمود.
برای فقرا احترام زیادی قایل بود، بطوریکه یکی از شاگردان امام می گوید : در هیچ جا مثل مجلس امام حنبل ندیدم که به فقرا  احترام گذاشته شود . امام احمد با تواضع وبی آلایشی خود دراوج شهرت ومحبوبیت ، تحمل زندگی سخت را برای فقرا آسان  می نمود .
عبدالله پسر امام احمد در مورد بی آلایشی  او می گوید : در زمان خلافت  واثق عباسی در تنگدستی شدیدی  بودیم . شخصی می خواست  به عنوان  هدیه  چهارهزار درهم به پدرم بدهد .که بنا به اظهار آن شخص نه صدقه  بود ونه زکات . ولی پدرم  از قبول آن  پول خودداری کرد . وبعدها : اگر آنرا قبول کرده  بودیم ،        تا کنون همۀ آنرا  صرف  کرده  بودیم  وچیزی  از آن باقی نمانده بود . ابوداوود می گوید : مجالس امام احمد ، مجالس آخرت بود وهیچگاه در آن از لذت ها وخوشی های دنیا  یاد نمی شد.


آثار علمی امام احمد بن حنبل
معروفترین کتاب امام احمد « المسند » می باشد ، که کتابی در باب  حدیث است . امام احمد برای تدوین این کتاب سختی ها وزحمات  فراوانی کشید وبه مسافرتهای زیادی روی آورد ، تا بتواند  احادیث  صحیح را جمع آوری کند . کتاب مسند امام احمد ، مبتنی بر چهل هزار حدیث است .که امام احمد  این احادیث را صرفنظر از تفکر فرقه ای ومذهبی راویان ومنابع آن جمع آوری کرده ، وحتی از معتزله وتشیع نیز دراین کتاب حدیث روایت شده است. امام احمد ، نگارش المسند را در سال 180 هجری  شروع نمود . المسند از منابع قدیمی حدیثی محسوب  می شود . علاوه بر کتاب المسند ، امام احمد ، کتابها وتالیفا تدیگری هم داشته است که معروفترین آنها «الزهد » درباب پرهیزکاری پیامبران وخلفاء وائمه واولیای الهی است دیگر کتابهای معروف او عبارتند از کتاب الصلاة المناسک  الکبیر التاریخ ، الناسخ  ومنسوخ وغیره......
آزرده خاطری امام احمد
از خلفاءبنی عباس
در زمان امام احمد عقاید  معتزلی به دربار خلفاء بنی عباس راه یافت وهمین سبب شد که آنها به آزار واذیت وشکنجه  وزندانی نمودن بسیاری از علماء ومحدثان که معتقد  به مخلوق  بودن  کلام خدا نبودند ، پرداختند . چهار خلیفه عباسی بنام هارون الرشید ، مأمون ، معتصم  وواثق  دراین مورد  بسیار  سختگیری می کردند.ومأموران آنها بر سر هر جلسه وکلاس درسی حاضر می شدند واز استاد درس می پرسیدند ، که قرآن خالق است یا مخلوق  واگر استاد جواب می داد قرآن خالق است ، او را در جلو چشم حاضرین برای محاکمه م بردند . به همین دلیل  بسیاری از علماء واستادان برای اینکه جان خودرا نجات دهند ، بر خلاف عقیده خودمی گفتند  که قرآن مخلوق است. اما عدۀ دیگری از علماء معتقد بودند اگر در جلو  مردم  بگویند  قرآن  مخلوق  است ، همه آنرا  باور می کنند  وچیزی  از راستی ودانش  باقی  نمی ماند وحقیقت  از اذهان  پاک می شود. این بود که در هنگام  خلافت  مأمون ، امام احمد را بدلیل عقیده اش  در این زمینه به زندان  افکندند  وخلیفه  بعد از او یعنی  معتصم  نیز  همان  رفتار را با امام احمد داشت، ودستور داد که هفتاد  تازیانه بر او  بزنند  واو را  شکنجه  دهند . وآثار این  شکنجه ها تا آخر عمر بر تن امام احمد باقی ماند . امام احمد در زمان خلافت واثق نیز به دلیل
عقیده اش یا در زندان بود یا در خانه منزوی ومخفی . ولی این مجاهدتها  وتحمل  شکنجه ، قدر ومنزلت امام احمد را  در نزد عموم مسلمین  بسیار بالا برد . امام نیز  از جسارت وعقیده اش هیچگاه  بر نگشت وحتی در زندان به سوالات شرعی  پاسخ می داد ونماز جماعت  برگزار  می کرد . بعد از خلافت  واثق ، متوکل  به خلافت  رسید که دارای  عقاید خلافای  سابق  نبود  وامام  احمد  را تکریم  واحترام  داشت .
یکی دیگر از دلایل  فشارهای حکام  عباسی  بر امام احمد  را ذکر  احادیثی  در وصف فضائل  شیعیان  وآل علی ( رض ) وبنی امیه توسط او در کتابش ، (( المسند )) ذکر کرده اند .


گوشه ای از سخنان امام احمد بن حنبل
*خوشا بحال کسیکه خداوند اورا گمنام کرد.
* اظهار فضل ریاست.
* دنیا خانۀ عمل  است  وآخرت خانه  جزای  کسی که دراین دنیا  اهل عمل نباشد.
* اگر عالم به سبب  تقیه  سکوت کند  وجاهل  سبب  نادانی ، پس حق  چه موقع  آشکار  خواهد شد؟
* مردم به علم نیازمندند ، همچنانکه نان وآب برای حیات  لازم وملزوم یکدیگرند.

سخنان دیگران در مورد
امام احمد بن حنبل
ابوزرعۀ رازی : در میان  یاران  خودمان  کسی داناتر از امام احمد نمی شناسم.
یحیی بن معین: مردم از ما می خواهند که مثل امام احمد باشیم . بخدا  سوگند  توانایی شکنجه  هایی  که او تحمل کرد نداریم  ونمی توانیم  راه او را بپیماییم.
امام شافعی: از عراق بیرون آمدم وکسی بهتر  وداناتر وزاهد تر وبا تقوا تر از احمد بن حنبل  نبود.
ابوسهر : هیچ کس  را سراغ  ندارم  که در کار  دین این ملت تا این حد مقید باشد جز جوانی در مشرق ، یعنی امام احمد بن حنبل .
ابوثور : اگر کسی بگوید احمد بن حنبل اهل بهشت است، دروغ نگفته است.

گسترش مذهب حنبلی
مذهب  حنبلی  مثل سه مذهب  دیگر  اهل سنت دارای پیشرفت  وگسترش نبوده است وبعد از رخت بستن عقاید  معتزلی در خلافت بغداد ، برای مدتی توانستند  جایگزین  آنها شوند، ولی همواره  در طول  تاریخ  در مقایسه  با سایر  مذاهب  اهل سنت در اقلیت  بوده  است . یکی از دلایل  این اقلیت بودن وعدم علاقه مردم به پذیرش این مذهب ، وجود  روحیۀ سختگیری  در قواعد  وعقاید  مذهبی  وشرعی این فرقه  است . از طرفی  آنها نتوانستند آن روحیۀ آزاد اندیشی وتساهل  سایر مذاهب اهل سنت  را به مردم ارائه دهند . به همین  افراد  خاطر کمتر به گرویدن به این مذهب علاقه داشته اند.
در قرن هفتم وهشتم هجری ، فقیه مشهور احمد بن تیمیه  که پیرو این مذهب بود ظهور کرد وتوانست  بسیاری از اصول  فراموش شدۀ این مکتب  را احیاء کند. بطور کلی حنبلی ها تا قبل از ظهور  وهابیت  در منطقه نجد عربستان  پیروانی  داشتند وامروزه  جز بصورت  پراکنده  در نواحی  مختلف  اسلامی  وقسمتهایی از عربستان  وکشورهای آسیای میانه ، خصوصاً  قر قیزستان  طرفدار چندانی  ندارند .


منابع ومؤاخذ :
1-چهار امام اهل سنت وجماعت – محمد رئوف توکلی
2- مناظرات امام فخر رازی –دکتر یوسف فضایی
3- فضل  ائمه اربع اهل سنت
4-کارنامه اسلام –دکتر زرین کوب





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 18 شهریور 1396 04:06 ق.ظ
What's up i am kavin, its my first time to commenting anywhere, when i read this post i thought i could also make comment due to this sensible paragraph.
یکشنبه 12 شهریور 1396 03:39 ب.ظ
Hey would you mind sharing which blog platform you're working with?
I'm planning to start my own blog soon but I'm having a tough time deciding
between BlogEngine/Wordpress/B2evolution and Drupal. The reason I ask is because
your design and style seems different then most blogs and I'm
looking for something completely unique.
P.S Apologies for being off-topic but I had to ask!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر