تبلیغات
سرزمین مادری - یاد بر و بچ دبیرستان امام حسن عسکری بندر کوهستک 1387_89
 
سرزمین مادری
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : م صالحی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
قهرمان لیگ 94کدام تیم است









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اول دفتر بنام خدای قادر متعال

خدای دیروز و فردا و حال

کنم شروع وصف هم قطاران

که بودیم در کوهستک دبیرستان

به کلاس دوم تا سوم13یار بودم

که به درس و کتاب گرفتار بودیم

نخست در نشین کلاس اسمال از کلاوی

بعد ز او مصطفی کلیسانی، کجایی

عبدرحمون ملکش بالا نووور بود

ولی حیف زود باور بود

مسلم کز دیار خودمان بود

وحید هم بینمان مهمان بود

گوشه نشین خرابات که جای عاشقان است

جای مصطفای دلشکسته ویران است

بلبل خمینی براستی خوش خوان بود

علی اکبر هم حاجی در میان بود

بچه دیار جیرفت جوهری بود

ولی آدم خودسری بود

دایی بهرام که دایم بی دفتر بود

عاشق ماهیگیر و دفتر بود

دی جی کلاس بارها در عمل بود

دنبال خرسواری و جمل بود

بچه گهردو ابراهیم نام بود

گلها زد وقتی شوت بر جام بود

و اینک بشنو ز نام مردان کندال

مردان بی ریشه و اصل کودال

موسی که سیم دار بود

در ورزش گلدار بود

نمیدانم چه گویم در وصف قادر

چون غین و قاف بود حرف قادر

کنون ز احوال دبیران دهم یکصد خبر

ز حبیب پور که بست بار سفر

آبی برایش اصلا هیچ معنا نداشت

ماژیک جز قرمز در کلاسش جا نداشت

ز علی هبولی دل خوشی ندارم

تا ابد ز او خواهشی ندارم

بشنو خبر ز احوال وحید دبیر

معلمی مهربان و سر به زیر

عیسی عباس جامعه یادمان میداد

گه گاهی هم گوش به حرفمان میداد

ناخن گیر کلاس صادق غفار بود

زنگ آرایه با محمود خوش گفتار بود

حسین هم در ادبیات ماهر بود

در زنگ عربی یعقوب حاضر بود

ناظم مدرسه عبدا. . . ماهیگیر بود

ناقلا یه وقتایی حال گیییر بود

حاجی در تاریخ متخصص خبره بود

ذاکری هم به جغرافی خیره بود

سلمانی که موها را خروسی میزد

حرفایی با ما فقط خصوصی میزد

یکنفر هم که آخر کاندید مجلس شد

افتخار دوستداران مخلص شد

در درس دفاعی تبهر داشت

درجیبش همیشه سجاده و مهر داشت

به قول داش اسمال دعوا سر تک زنگ بود

کلاس دبیران با هماهنگی بچه ها لنگ بود

در راس مدرسه مح جانگیر بود

مدیری لایق ولی اندکی گیر بود

دبیر ورزش هم گمانم زاکری بود

پرورشی را یادم نیست با چه خری بود

یادم رفت بنویسم ز اوصاف راونگی

که بود ورزشکار زبر و زرنگی

مشاور اعضم ابی حاجی زاده بود

خدایش که آدمی پاک و صاف و ساده بود

هزاران عذر خواهم که قافیه سست بود یا نا درست

به گمانم ثانیه ای خنده بر گوشه لبانتان رست

نیما که آخر بی قافیه شعر نیمایی برون کرد

این بنده مخلص نیز یک مد تازه فزون کرد

تقدیم به تمامی دوستان و هم کلاسی های دبیرستان امام حسن عسکری بندر کوهستک سال های 1389-1387
نسل طلایی این دبیرستان که تاریخ این مدرسه به خود ندیده بود و نخواهد دید

در آخر عذرخواهی میکنم از دوستانی که به آنها متلکی انداختیم آن هم محض مزاح

به امید انکه روزی همه افراد نام برده برای یک ساعت هم که شده دور هم جمع شوند وخاطرات آن روزها را زنده کنند

و اینکه در زندگی خصوصی خود موفق و موید باشند،و به همه اهداف خود دست یابند

با تشکر برادر کوچک و دوستدار همیشگی شما **mo3t@£@s@l€hi**





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 4 اردیبهشت 1398 07:53 ب.ظ
シャネル コピー品通販サイト,スーパーコピーシャネル レディースとメンズ激安通販専門店!chanelバッグ カメリア
جمعه 13 مرداد 1396 05:34 ب.ظ
Pretty nice post. I just stumbled upon your blog and wanted to mention that
I've really enjoyed surfing around your weblog posts. After all I'll be subscribing for your feed and I'm hoping
you write once more soon!
شنبه 7 مرداد 1396 02:42 ب.ظ
Your mode of telling the whole thing in this article is truly good, all can simply know it, Thanks a lot.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر